دیروز بعد ده روز رفتم خونه مادرم
داشت سریال می دید نیم ساعت یا 45 دقیقه نمیدونم به تلوزیون زل زده بود و لبخندی رو لبش بود نیم ساعت یا 45 دقیقه نمیدونم به صورتش زل زده بودم و دلم می رفت که محکم بغلش بگیرم و بهش بگم که چه قدر دلتنگشم ..
تمام مدت داشتم خداروشکر میکردم که زنده ام و میتونم هنوز ببینمش ..و دعا میکردم کاش کرونا رخت ببنده و دوباره بتونم بغلش کنم و سیر بشم از این عشقی که بهش دارم
برچسب:
نویسنده: روژان جلالی