سفر
-
تاریخ: 1399/10/21 ساعت: 23:06
خوب 6 ماه از اومدن کرونا گذشته .زندگی در جریان بوده .روزها به خورشید سلامی دوباره دادیم و شب ها به ماه خیره شدیم .هم چنان زندگی با بالا و پاییناش در جریان بوده . تقریبا به حضورکرونا عادت کردیم و زندگی
زنجان
-
تاریخ: 1399/10/21 ساعت: 23:06
چه قدر مسافرت خوبه چه قدر مسافرت با تو خوبه .این هفته رفتیم زنجان . چه قدر تجربه خوبی بود .اینکه از ی شهر شمالی بری یهو شهر کویری خیلی خوبه چه قدر تجربه های خوبی تو این سفر به دست اوردیم . چه قدر مردم اونجا تلاش گرن و چه قدر برای زندگیشون تلاش می کنن .چه قدر هنرمندن .راستش ی جورایی خجالت کشیدم که چه...
دنیا چه خبره؟
-
تاریخ: 1399/10/21 ساعت: 23:06
اینکه اوضاع کشورت داغون بوده و داغون تر شده خودش ی مساله است مساله دیگه وقتیه که کنترل تلوزیون رو دستت می گیری یا گوشی موبایلت رو برمیداری از این کانال خبری به اون کانال خبری می ری و تو هر ثانیه غافلگ
کلبه عشق
-
تاریخ: 1399/1/2 ساعت: 21:54
قطعا اسباب کشی و خونه رو چیدن خیلی کاره سختی به نظر میاد اما نه وقتی که همه وسایلت نو هستند و تک تکشون رو با عشق خریدی .و نه وقتی که قراره ی عالمه خاطره خوب تو خونه ات بسازیمن تک تک وسایلمو با کلی عشق و وسواس خریدم و هر کدومش که داخل خونه شد بهم مژده داد که قراره خونه عشقمون رو بسازیم .دیگه روزهای ا...
مادر
-
تاریخ: 1399/1/2 ساعت: 21:54
دیروز بعد ده روز رفتم خونه مادرم داشت سریال می دید نیم ساعت یا 45 دقیقه نمیدونم به تلوزیون زل زده بود و لبخندی رو لبش بود نیم ساعت یا 45 دقیقه نمیدونم به صورتش زل زده بودم و دلم می رفت که محکم بغلش بگیرم و بهش بگم که چه قدر دلتنگشم ..تمام مدت داشتم خداروشکر میکردم که زنده ام و میتونم هنوز ببینمش ..و...
سالگرد
-
تاریخ: 1398/11/13 ساعت: 19:51
باورم نمی شه یکسال از زمان عقدمون گذشت .یکسال گذشته و من نه تنها از کاری که کردم پشیمون نیستم بلکه از هر وقت و هر کار دیگه ای بهش مطعنم .سال خوبی بود .خاطرات خوبی ساختیم و با تمام تلخ و شیریناش خنده و
خوشبختی به وقت مهرماه
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:15
اگه این حرفها رو در هر جایی غیر اینجا بزنم محکوم می شم به خود نمایی و دله مردمو سوزوندن اما می تونم اینجا حس واقعیم رو فریاد بزنم می تونم بگم که در بهترین حالت زندگیم قرار دارم بالاخره موفق به دفاع از
به وقت سفر
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:15
میگن وقتی خیلی خوشحالی زیاد فریاد نزن .واقعا اون روز در حالی که فکر میکردم کار تمام شده است و خونه مال خودمونه همه چیز بهم ریخت .مالک وقتی سند رو اورد متوجه شدیم که فقط مالک سه دنگ خانه هست و اون سه د
روزه بد
-
تاریخ: 1398/7/23 ساعت: 2:01
صبح که از خاب بلند شدم فک کردم که پرسشنامه ها رو بیارم سرکار و میانگین بگیرم به مامان گفتم که برگه هامو کجا گذاشته .ی عالمه برگه اورد بهش گفتم که اینا نیست و اونایی که اخرین بار گذاشتم پشت لب تاب میخا
نذر
-
تاریخ: 1398/7/23 ساعت: 2:01
شوهرم دیشب می گفت که وقتی بچه بود نزدیک خونشون ی امامزاده کوچیک بوده که بزرگتر ها بهش گفته بودن که هر آرزویی داشته باشی اینجا بری نذر کنی بر آورده میشه .میگفت هر وقت تو عالم بچگی چیزی می خاستم یواشکی
مرداد 98
-
تاریخ: 1398/7/23 ساعت: 2:01
نرگس میگه میم آدم ترسویه .ترس دوست نداشته شدن داره .به نظرم که راست میگه .شاید هرکس منواول ببینه به نظرش آدم خوش مشرب و با نمک و دل نشینی باشم .اما من همیشه ی توهمی دارم یا بهتر بگم ی ترسی دارم .ترسه
گذشته
-
تاریخ: 1398/7/23 ساعت: 2:01
چند وقت پیش تو اینستا بهم پیغام داد .اولش مثل همه پیام ها سلام خوبی جواب ندادم .اصلا دلیلی برای جواب دادن وجود نداشت .بهم گفت عکسای پروفایلتو می بینم بیوتو میخونم و احساس میکنم خوشحال و خوشبختی .باز ج
FINISH
-
تاریخ: 1397/3/6 ساعت: 18:06
دیگه وقتی نگام می کنه چشاش برق نمی زنه .......
جانکاه
-
تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 15:18
اگه بخام رابطه خودم با ترانه رو در یک کلمه توصیف کن می گم :زندگی با تمام بالا و پاییناش ..قهر و آشتیاش ..زیبا بود ..زیبا و خواستنی ... ما آسون دوست خوب پیدا نمی کنیم .آسون حفظش نمی کنیم .چی می شه ؟؟واقعا چی می شه که آسون از دستش می دیم ؟؟ راست می گن فرودگاهها غمگین ترین مکانن.. رفتن ترانه سخت نیست ....
اگه
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 20:16
اعتراف می کنم اولین روزی که بعد از دو هفته از شروع کلاس های ارشد وارد کلاس شدم و دیدمش خوب نظرم به سمتش جلب شد .البته در حدی که من ردیف عقب بودم و اون ردیف جلو و اینکه از نظر قیافه به طور نسبی خوب بود .همون روز شاید توی دلم گفت عهه چه پسره خوشگلی تو کلاسمون هست و همون روز اون تو دلش گفته این دختره
آروزی بلند
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 20:16
چه آرزوی محالیست زیستن با تو مرا همین بگزار یک سخن با تو
آشنایی با پدر
-
تاریخ: 1395/9/4 ساعت: 3:03
ی وقتایی خل و خلی ام که گل می کنه و دلم می خاد تنها باشم دلم می خاد نزدیک ترین آدم ها رو از زندگی حذف کنم قاعدتا خانواده که جز لاینفک زندگین پس می مونه ............
حق
-
تاریخ: 1395/9/4 ساعت: 3:03
بهم گفت : مهریه چند تا می خوای ؟؟ گفتم : مهریه خواهرت چند تاست ؟؟ گفت یادم نمیاد مشخص بودکه نمی خواد بگه چون معمولا جیزی که برای خودمون خوبه برای دیگران خوب نیست متاسفانه اگه یک نگاه تجارت گونه به ازدواج کنیم مشخصه که آدم ها دوست دارن دختر گرون بدن و ارزون بگیرن . گفتم مهم نیست چون من اصلا مهریه نمی...
من می ترسم
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 7:34
ا دارم از تجریش میام خونه که ی خانومی تقریبا 50 ساله کنارم میشینه و شروع می کنه از بدی هوا گفتن وسردنشدن و خلاصه تا شصتم خبر دار می شه این از این پیرزنای بیکاره که دنبال گوش مفتن هندز فری رو میزارم تو گوشم و سرمو می زرم رو شیشه اتوبوس که یعنی ما رفتیم. هنوز آهنگو سکلت نکرده که می گه هی من ازدواج نکر...
تنها
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 7:34
میخام برم تو غار تنهایی ی مدت مدیدی تنهای تنها باشم ...