خرید بک لینک
ا دارم از تجریش میام خونه که ی خانومی تقریبا 50 ساله کنارم میشینه و شروع می کنه از بدی هوا گفتن وسردنشدن و خلاصه تا شصتم خبر دار می شه این از این پیرزنای بیکاره که دنبال گوش مفتن هندز فری رو میزارم تو گوشم و سرمو می زرم رو شیشه اتوبوس که یعنی ما رفتیم. هنوز آهنگو سکلت نکرده که می گه هی من ازدواج نکردم .اینو می گه ذهن خاله زنکیم می گه اهنگو پلی نکن می گم چرا ؟؟میگه نمی دونم نشد نتونستم قسمت نبود .خیلی تنهام .داداشم برام ی خونه 50متری خریده تنها و بی کس امروز دلم گرفته بود گفتم پاشم بیام امامزاده صالح دلم وا شه اخه می دونی من که کسیو ندارم نه شوهری نه همدمی نه بچه ای ..گگاهی زنگ می زنم خونه داداشم اونم همش نیست ..مسافرته .خوب بقیه ام که همه درگیر زندگی خودشونن ..کی منتظره منه .کی نگرانه منه ..؟؟هی زندگی اینم نصیب و قسمت ما بود .

بغض گلومو می گیره تو دلم می گه هی فلانی این سرنوشت توعه اگه شانس بیاری و داداشت خونه بهت بده اگه نگه اوف تورو چه به 50متر خونه برای تو ی قبر 5 متری ام بسه ..میام تواتاقم هوا سرده بخاریو روشن می کنم .پنجره رو می بندمم باد می کوبه به پنجره الانه که بارون بیاد هوا سرد بشه سرما بره تا مغز استخون ی هو ترس می ریزه رو دلم اگه ی روز اتاقمو ازم بگیرن اگه ی روز بگن برو بیرون .اگه زمستون باشه وای اگه آذر باشه .انگار هیچ کس به مغزم نمی رسه الا تو.بهت زنگ می زنم ..تعجب می کنی و میپرسی خودتی ؟؟؟چی شده یاد من افتادی.. چی شدی داره گریه می کنی ؟ بهت می گم که چه قدر از آینده ترسیدم بهت می گم که نم یخام یخ بز نم ..می گم که هنوز از زمستونا می ترسم ...می گی بچه شدی ؟؟گریه نکن اگه ی روز اتاقتو ازت گرفتن .اگه ی روز زمستون بود اصلا آذر بود خودم می شم همه کست خوبه ؟؟می گم اگه زن داشتی اگه بچه داشتی اگه نبودی اگه نبودی ؟؟ می گی اگه نبودم ، اصلا اگه مرده بودم خداکه هست ..خدا می شه همه کست

گریه ام بیشتر می شه انگار اشکام بند نمیاد داد می زنم :

چرا نمی فهمی خدا خیلی وقته اینجا رو ترک کرده ..خیلی وقته اینجا رو ترک کرده

برچسب: من می ترسم,من میترسم پس هستم,من مي ترسم پس هستم, نویسنده: روژان جلالی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 7:34

صفحه بندی