خرید بک لینک
مامان دیروز رفت سفر ..عمو اومده خونمون ..ترامپ امروز رییس جمهور شده ..شاخص بورس 1200 واحد ریزش کرده ..در انتخاب موضوع پایان نامه واستاد راهنما و یادگیری نرم افزار گیج شده .

همه این ها خبرهایی که می تونه ی روز آدمو جهنمی کنه ..میام خونه خیلی خسته ام خرید می کنم چای می زارم با عمو حرف می زنم راجع به شهرام جزایری و ترامپ و مرسده و زن عمو .غذا درست می کنم وسط غذا می فهمم عمو فرهاد مرغ دوست نداره کتلکت هم کنارش درست می کنم .منتظرم برنجم دم بکشه .بابا میاد غذا گرفته آب سرد می ریزن رو سرم .می گم بذارید فردا غذا من نیم ساعت دیگه حاضر می شه بابا اهمیت نمی ده ساعت تازه هفت و نیمه .احساس می کنم خستگی تو تنم مونده بغضم می گیره نمی دونم شاید چند تا دونه اشک هم رو گونه هام ریخت ..داداشم رژیمه انگار بغض منو می بینه میاد یک کتلت می خوره می گه نمی شه اینو نخورد ..عمو هم می فهمه می گه بیار غذاتو بخوریم همه به زور ی دو لقمه می خورن کلی برنج مونده .کلی بغض .ی عالمه اشک .

باران

هیچ حسی بدتر از این نیست که بفهمی داری فراموش می شی

اینکه بفهمی داری می ری قاتی لوازم های فراموش شده

من دارم فراموش می شم

حتا خانوادم دارن منو نادیده می گیرن

حضور من تو خونه شده ی حضور جسمانی ..حضور یک جسد که فقط چشمها به دیدنش عادت کردن

دیگه فرقی بین من و اشیا خونه نیست

فرقی بین من و کمد

تخت

کابینت

فرش

نیست

نیست

نیست

برچسب: فراموش شدگان,فراموش شدگانیم,فراموش شدگان فیلم, نویسنده: روژان جلالی تاريخ: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 7:58

صفحه بندی